روزنامه جامعه فردا، تیتر زده که چرا باید درباره موشکی هم مذاکره کنیم.
برای انقلابی ها، تصور مذاکره درباره موشکی هم محال است. برای همین، حتی یادداشتی که بخواهد درباره احتمال چنین مساله ای تحلیل ارائه کند را هم تاب نمی آورند. افزون بر این، از فرماندهان نظامی تا مشاوران دیپلماتیک مقامات عالی رتبه کشور، صریحا هرگونه مذاکره درباره برنامه موشکی را منتفی اعلام میکنند که دشمنان خیال چنین مذاکراتی را هم به گور خواهند برد.
اما بگذارید قدری به عقب برگردیم. زمانی که انرژی هسته ای حق مسلم ما بود و میگفتیم این حق، مذاکره کردنی نیست. و میگفتیم که اصلا طرف مقابل کیست که بخواهد این حق را به ما بدهد یا نه؟ اما تحولات نشان داد که به دلایلی -که یادآوری این دلایل عمدتا داخلی، در جای خود اهمیتی بس فزاینده دارد- نه تنها بر سر میز مذاکرات غیرعادلانه رفتیم، که خودمان، از حق خودمان، برای وعده هایی موهوم، چشم پوشی کردیم. کسی در خواب هم نمیدید، پس از رفع تعلیق های سال 82، به بتن ریختن در اراک سال 95 برسیم.
اکنون هم، اگرچه به استبعادهای فعلی دل خوشیم، اما در صورت تکرار همان دلایلی که ما را به مذاکرات ابتدائا محال هسته ای کشاند، در باب موشکی هم مذاکره خواهیم کرد.
اما مکانیزم این روند تن دادن چیست؟
این مکانیزم، کاملا بر #مردم سوار میشود. از آنجا که جمهوری اسلامی، به آرای مردم متکی است، و اتفاقا جریان غربگرا این را از همه بهتر میداند، هر روندی که مردم، به عنوان سیاستی مقبول و مطلوب جا انداخته شود، جمهوری اسلامی مجبور است که به آن تمکین کند. رای 92، مهمترین عامل روند وادادگی هسته ای بود. اگر روزی رای دیگری، این بار به وادادگی موشکی داده شود، جمهوری اسلامی هرگز توان ایستادگی در برابر رای را نخواهد داشت.
نتیجه اینکه، بیش از دندان خشم بر هم ساییدن از تیترهای جامعه فردایی، بهتر است حواسمان به مردم باشد. جامعه فرداها، با خشم ما #اصلاح نمیشوند، مردم را دریابیم که در گنداب تحلیلی این ژورنالیسم واداده، این بار به توهم رفع چند تحریم دیگر یا رفع سایه جنگ، قید موشکها را هم نزنند.
منبع : حامیان ولایت



